En / Ar
پروفسور محمد صائغ
برگزیده مقیم کشورهای اسلامی جایزه مصطفی 2021

مبارزه برای مدارا در دنیایی خشن

دکتر محمد صایغ در جست‌وجوی مدارای ایمنی‌شناختی برای جلوگیری از رد پیوند

 

چند وقت پیش، یکی از دوستان دکتر محمد صایغ، «یک پزشک کلیه، همکار و دوست خانوادگی» به دنبال عوارض ناشی از پیوند کلیه‌ای که سال‌ها پیش از همسرش گرفته بود درگذشت. به نظر می‌رسد که رد پیوند، چه حاد و چه مزمن، سرنوشت نهایی تمام پیوندهاست و گیرنده باید دیر یا زود انتظار آن را داشته باشد.

دکتر صایغ «به شناخت سازوکار رد پیوند و فریفتن دستگاه ایمنی برای پذیرش پیوند علاقه‌مند است، مبحثی که «در اصطلاح مدارای ایمنی‌شناختی نامیده می‌شود.» گروه پژوهشگران همکار او حتا از جانوران تراریخته نیز برای بررسی سازوکار رد و مدارای پیوند استفاده کرده‌اند. دکتر صایغ این روزها بیشتر بر ترویج پژوهش در سطح منطقه متمرکز است.

***

اهدای یکی از کلیه‌هایتان چیزی از امید به زندگی شما نمی‌کاهد، اما ممکن است تا ۲۰ سال شاد به عمر کسی که دچار نارسایی کلیه شده بیفزاید. برای بیماران کلیوی که اصطلاحاً مرحلهٔ پایانی نامیده می‌شوند و کلیه‌هایشان به شکل درمان‌ناپذیری از کار افتاده، این پرامیدترین و در بیشتر موارد تنها گزینه است.

نخستین پیوند موفق کلیه در سال ۱۹۵۴ توسط جوزف مری (۱۹۱۹ تا ۲۰۱۲)، جراح آمریکایی، انجام شد که جایزهٔ نوبل فیزیولوژی یا پزشکی در سال ۱۹۹۰ را برایش به ارمغان آورد. گیرندهٔ آن جراحی پیوند انقلابی از برادر دوقلویش یک کلیه گرفت که هشت سال به عمرش افزود.

این به‌اصطلاح جورپیوند نوعی پیوند است که در آن دهنده و گیرنده یک نفر نیستند اما به لحاظ ژنتیکی یکسان هستند. جورپیوند به لحاظ فنی نوعی دگرپیوند است، به معنای پیوندی که از شخص دیگری گرفته شده، اما به‌لحاظ ایمنی‌شناختی مشابه خودپیوند است، یعنی پیوندی که از خود شخص گرفته شده، زیرا سبب واکنش ایمنی نمی‌شود.

با این حال، همه برادر یا خواهر دوقلویی ندارند که حاضر باشد یک کلیه‌اش را به آنها بدهد، چه رسد به اندام‌های دیگری که از آنها نسخهٔ اضافی در بدن وجود ندارد. محدود کردن پیوند کلیه به منبع کوچک دوقلوهای یکسان پاسخگوی تقاضای بسیار زیاد برای پیوند اندام یا بافت نیست.

امروزه سالانه نزدیک به ۱۰۰ هزار جراحی پیوند کلیه در سرتاسر جهان انجام می‌شود که تا ۶۰ درصد از تمام جراحی‌های پیوند را به خود اختصاص می‌دهد؛ و به دنبال آن به ترتیب جراحی‌های پیوند کبد، قلب، و ریه قرار دارند. گرچه پیوند کلیه شایع‌ترین جراحی پیوند است، اما بلندترین فهرست انتظار را نیز دارد و به ازای هر کلیهٔ موجود بیش از ۵ نفر در صف هستند.

مهم‌ترین مانعی که باید به طریقی از آن عبور کرد مشکلی است که سازگاری بافتی نام دارد که به معنای ژنتیک مشابه برای پروتئین‌های سطح سلول است. سلول‌های ایمنی این پروتئین‌ها را بررسی می‌کنند تا مطمئن شوند که آیا سلولی که آنها را در سطحش حمل می‌کند به بدن خودشان تعلق دارد یا متعلق به یک جاندار بیگانهٔ مهاجم است. در صورتی که حالت دوم تشخیص داده شود، دستگاه ایمنی گیرند پیوند را پس می‌زند.

پیوند وازده تخریب می‌شود و عملکردش را از دست می‌دهد. اقدامات پزشکی معمول برای جلوگیری از رد پیوند عبارت‌اند از بررسی سازگاری گیرندهٔ بالقوه به اندام موجود و نیز استفاده از داروهای سرکوب‌کنندهٔ دستگاه ایمنی.

***

اجازه دهید نگاهی به ایمنی‌شناسی پیوند بیندازیم. دستگاه ایمنی به سلول‌ها و بافت‌های افراد دیگر که با خودش تفاوت داشته باشند واکنش نشان می‌دهد. برای نشان دادن چنین واکنشی، دستگاه ایمنی نخست باید مولکول‌های بیگانه یا ناهمژن را به کمک سازوکاری به نام دگرشناسایی تشخیص دهد که کوتاه‌شدهٔ عبارت دگرپادگن‌شناسی است. جانداران از طریق این پدیده، که در تمام مهره‌داران و جانوران پرسلولی دیگر مشاهده شده، از خودشان در برابر مهاجمان بالقوه دفاع می‌کنند. کار شناسایی با استفاده از مولکول‌هایی به نام پادگن روی سطح سلول‌های غیرخودی انجام می‌شود.

در این پروتئین‌های سطحی که مولکول‌های مجموعهٔ اصلی سازگاری بافتی یا MHC نامیده می‌شوند، چندریختی زیادی وجود دارد. اگر این مولکول‌ها ژنتیک مشابهی نداشته نباشند به لحاظ ایمنی‌شناختی ناسازگارند و دستگاه ایمنی گیرنده آنها را شناسایی خواهد کرد. همان‌طور که از اصطلاح سازگاری بافتی برمی‌آید، MHCها نخستین بار در فرایند پیوند بافت میان افرادی با ژنتیک ناسازگار کشف شدند: سلول‌های فرد دهنده روی سطح خود MHCهایی داشتند که با سلول‌های میزبان ناسازگار بودند.

در انسان، سلول‌های T یا لنفوسیت‌های T که نوعی گلبول سفید هستند مسئولیت تشخیص پادگن سلول‌های خودی از سلول‌های غیرخودی را بر عهده دارند. پپتیدهای غیرخودی متصل به مولکول‌های MHC روی سطح سلول‌های پادگن‌نما (ACP) به نمایش درمی‌آیند تا سلول‌های T آنها را شناسایی کنند. وقتی پیوند انجام می‌شود، سلول‌های T پادگن‌های بیگانهٔ سلول‌های دهنده را شناسایی می‌کنند و به آنها واکنش مقتضی نشان می‌دهند. در اینجاست که فرایند که رد پیوند آغاز می‌شود. حتا یک ناسازگاری جزئی نیز می‌تواند واکنش تمام‌عیاری را از سوی سلول‌های T میزبان برانگیزد.

شناسایی توسط سلول‌های T، بسته به مشخصات دگرپیوند، یا مستقیم صورت می‌گیرد یا غیرمستقیم. در مسیر مستقیم، سلول‌های T گیرنده مولکول‌های MHC دگرپیوند روی سلول‌های پادگن‌نمای دهنده را به عنوان بیگانه شناسایی می‌کنند. این سلول‌ها که پادگن‌های ناهمژن غیرخودی، یعنی ترکیب MHC و پپتید، را روی سطح خود به نمایش می‌گذارند، اندکی پس از پیوند از اندام پیوندی خارج می‌شوند و از طریق دستگاه لنفاوی خود را به سلول‌های T میزبان می‌رسانند و مستقیماً به آنها دربارهٔ اهداف بالقوه‌ای که باید مورد حمله قرار گیرند آموزش می‌دهند.

اما شناسایی ممکن است به شیوهٔ غیرمستقیم نیز صورت گیرد، هنگامی که سلول‌های T یک مولکول MHC خودی را شناسایی می‌کنند که به پپتیدی با اسیدهای آمینهٔ متفاوت متصل شده است. دگرپادگن‌های پیوند، به دنبال بلعیدن پروتئین‌های سطحی سلول‌های دهنده توسط سلول‌های پادگن‌نمای گیرنده و سپس ارائهٔ آنها را به شکل پپتیدهایی روی مولکول‌های MHC خودشان، درونی می‌شوند. این پپتیدهای «اشتباه»، یا دگرپپتیدها، برخلاف دگرشناسایی مستقیم که در آن روی سلول‌های پادگن‌نمای دهنده ظاهر می‌شدند، در دگرشناسایی غیرمستقیم روی سلول‌های پادگن‌نمای گیرنده ظاهر می‌شوند.

در رد یک دگرپیوند هم دگرشناسایی مستقیم و هم دگرشناسایی غیرمستقیم می‌توانند همزمان نقش داشته باشند. دگرشناسایی مستقیم معمولاً بی‌درنگ به رد حاد دگرپیوند می‌انجامد، در حالی که دگرشناسایی غیرمستقیم معمولاً در رد مزمن در بلندمدت از طریق آسیب زدن به اندام پیوندی و از کار انداختن تدریجی آن نقش دارد.

این مسیر غیرمستقیم دگرشناسایی که به رد مزمن دگرپیوند می‌انجامد موضوعی است که دکتر صایغ و همکارانش در دهه‌های گذشته با دقت بررسی کرده‌اند. آنها ازجمله یک آزمایش جدید با کاربرد بالینی ساختند که میزان خطر وقوع دگرشناسایی غیرمستقیم و رد پیوند مزمن در انسان را نشان می‌دهد و در ادامه راهکارهای درمانی اختصاصی برای پیش‌گیری یا توقف این فرایند ابداع کردند.

برای آنکه پیوند موفق باشد، پادگن گلبول‌های سفید خون انسان (HLA) میان دهنده و گیرنده باید یکسان باشد، اما تقریباً هرگز چنین اتفاقی نمی‌افتد. حتا اندکی ناهمخوانی در HLA، که در عمل ناگزیر است، به دگرشناسایی و افزایش خطر رد پیوند می‌انجامد. دکتر صایغ می‌گوید «ما واکنش به پپتیدهای پادگن ناهمخوان گلبول سفید انسان (HLA) را به عنوان عامل پیش‌بینی‌کنندهٔ رد مزمن پیوند بررسی کردیم.»

ایمنی‌شناسی دنیایی خصمانه است که با الهام از تمثیل توماس هابز می‌توان آن را دنیایی نامید که در آن سلول سلول را می‌درد. آوردن مدارا به چنین محیطی نیازمند رویکردی منجیانه و زیرکانه است. به باور دکتر صایغ مهم‌ترین پرسش در این رشته «سازوکار مدارای ایمنی‌شناختی و نحوهٔ فریفتن دستگاه ایمنی برای پذیرش یک اندام بیگانه بدون رد پیوند و بدون سرکوب دستگاه ایمنی»‌ است. چنین دستاوردی به انقلابی در پیوند بافت و اندام خواهد انجامید. می‌گوید «هنوز که دست‌مان به آن نرسیده.»

جدیدترین اخبار
از رویداد های جایزه مصطفی(ص) مطلع شوید!
ستاد ارتباطات و اطلاع رسانی جایزه مصطفی(ص)، جهت انتشار اخبار جایزه، ماهانه خبرنامه ای را منتشر می کند. بخش های مختلف دبیرخانه شامل ارتباطات و اطلاع رسانی، امور بین الملل، برنامه ریزی و مستندسازی، تشریفات و مراسم، صندوق و وقف می باشد.
ایمیل خود را وارد نمایید